پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
57
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
فرقهء ديگر برهمنها هستند كه طبقهء تحصيلكردهها را تشكيل مىدهند و غالبا در معابدى كه به آنها در هند پاگود « 1 » گفته مىشود ، به امور مذهبى اشتغال دارند و به همين ترتيب اقوام متعددى در هند هستند كه من اطلاع زيادى دربارهء آنان ندارم و بهعلاوه رعايت اختصار ، اجازهء قلمفرسايى بيش از اين را نمىدهد ؛ فقط همينقدر بگويم كه به قرار اطلاع من ، جوكىهاى قديمى كه شهرت زيادى داشتند ؛ عدهاى از همين هندىها بودند كه شايد هنوز هم وجود داشته باشند « 2 » . نخست در قسمتهاى مختلف هند پادشاهان متعددى سلطنت مىكردند كه همهء آنان مشرك و بتپرست و از نژاد هندى بودند ؛ ولى به مرور زمان ، اسلام در اين كشور رواج يافت و قسمتهاى بزرگى از سرزمين هند تحت استيلاى حكمرانان مسلمان ، كه برخى غير هندى نيز بودند ، درآمد . اين سرداران دائما در جنگ و نزاع بودند و گاهى اين و گاهى آن فاتح مىشد و سرزمين ديگرى را به تصاحب درمىآورد . كسى كه امروز در هند به قلمرو وسيعى حكومت مىكند ، شاه سليم نام دارد كه از قوم تاتار است . منتهى چون تيرههاى فراوانى از اين نژاد وجود دارد ، بايد بگويم وى از تيرهاى است كه در مشرقزمين به آن جغتايى مىگويند . شاه سليم از نسل مستقيم تيمور لنگ ، منتهى از سلالهء فرزند كهتر او ، است كه چون در كشور تاتارها طرفى نبست ، به هند رفت و به خدمت يكى از پادشاهان درآمد و كارش بالا گرفت ؛ به طورى كه يكى از جانشينان او شاه شد و اولاد اين شاه نيز بعد از خودش اين خطه را ، كه قبلا به آيين اسلام گرويده بود ، اداره مىكنند و امروزه شايد فرمانرواى دو سوم هند باشند ؛ به نحوى كه جغرافىنويسان ما سرزمين آنان را جزء بزرگترين شاهزادهنشينهاى جهان محسوب داشتهاند . به شاه سليم « 3 » حكمران فعلى اين سرزمين « مغول كبير » هم مىگويند ؛ زيرا به قبيلهاى از تاتارهاى جغتايى وابستگى دارد كه نام آنان مغول است و به همين مناسبت عدهء زيادى از رعايا و سربازان مسلمانى كه در خدمت او هستند ، با وجودى كه در هند متولد شدهاند ، به علت اينكه منسوب به تاتارها و بالاخص قبيلهء مغول هستند به همين نام خوانده مىشوند .
--> ( 1 ) . منظور Pagoda است كه معنى معبد يا برج مقدس را مىدهد . ( 2 ) . به ايتاليايى ( Gimnosofisti ) ، مركب از دو كلمهء يونانى ( Gumnos ) به معناى برهنه و Sophos به معناى دانشمند و حكيم ؛ منظور كسانى هستند كه برهنه در جنگل زندگى مىكنند و به رياضت اشتغال دارند . - م . ( 3 ) . شاه سليم پسر اكبرشاه هندى بود كه در سال 1605 ميلادى بعد از پدر به تخت نشست و لقب نورالدين محمد جهانگير يافت .